اختلافات در ازدواج تا کی ادامه خواهد داشت+ تکنیک های معجزه آسا

اختلاف در ازدواج تا چه حد می تواند مشکل ساز باشد و ازدواج را منتفی کند؟ همه افراد تشابهات و تفاهماتی با یکدیگر دارند اما در زمینه های مختلف نظرات آن ها متفاوت است و این تفاوت ها منجر به اختلاف هایی می شود و در شرایطی که ازدواج بسیار عمیق و شدید باشد، آینده زندگی مشترک را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار می دهد.


به عنوان مثال تفاوت ها و اختلاف های فرهنگی مسائلی هستند که باعث به وجود آمدن اختلافی عمیقی در ازدواج می شوند در صورتی که شما در آستانه ازدواج هستید و اختلافاتی را تجربه می کنید این مطلب می تواند برای شما مفید باشد و هم چنین می توانید از مشاوره ازدواج کمک بگیرید تا ازدواج موفق تری داشته باشید.


اختلاف فردی در ازدواج

در زمان ازدواج، تشابهات و تفاوت ها در دو سطح فردی و خانوادگی باید مورد بررسی قرار گیرد، در قدم اول ویژگی فردی مورد بررسی قرار می گیرد تا ببیند آیا توانایی سازگاری با خصوصیات یکدیگر را دارند یا خیر؟ در ادامه این مقاله به بررسی مهم ترین اختلافات فردی در ازدواج می پردازیم و آن ها را مورد بررسی قرار می دهیم:


1. اختلافات در ازدواج: سطح تحصیلی

اختلاف سطح تحصیلات زن و مرد با یکدیگر تا چه حد می تواند مشکل ساز باشد؟ این تفاوت ها به طور معمول برای مردان مشکل ساز است زیرا مردان در ازدواج با همسری که سطح تحصیلی بالاتری دارد به طور معمول احساس رضایت کمتری از زندگی اش خواهد داشت و مردان در این شرایط به دلیل داشتن ویژگی هایی مانند سلطه طلبی و برتری جویی، احساس ضعف کمتری از خودشان نشان می دهند.


این مسئله می تواند برای زنانی که دارای این ویژگی های اخلاقی هستند نیز صادق باشد، پس زمانی که میان شما و فرد مورد نظر اختلاف سطح تحصیلات وجود دارد، با توجه به ویژگی های شخصیتی تان قدرت سازگاری این مسئله را مورد بررسی قرار دهید، کمک گرفتن از روانشناس و مشاور در این زمینه می تواند کمک کننده باشد و برای حل اختلافات در ازدواج به شما کمک کنند.


اختلافات شخصیتی و سبک های خلق و خو

یکی از معیارهای مهم برای ازدواج وجود تشابه در سبک های خلق و خو و مسائل شخصیتی می باشد افرادی که شخصیت های متضادی در مورد علایق، سلیقه ها، تفریحات و سبک های زندگی شان دارند اختلاف های زیادی در زندگی آن ها وجود خواهد داشت هم چنین این مسئله در زندگی با چالش های بسیاری رو به رو خواهد شد در این موقعیت تاثیر خودشناسی در ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار است و باعث موفقیت فرد در زندگی مشترک می شود و هم چنین بر روی روابط زناشویی او تاثیر مثبت می گذارد.


به عنوان مثال فردی که برون گرا است به احتمال زیاد معاشرتی می باشد و دوست دارد با افراد زیادی در ارتباط باشد و از بودن در کنار دیگران لذت می برد و به مهمانی های شلوغ و پر سر و صدا علاقه بسیاری دارد، اگر این فرد در کنار شخصی بسیار درون گرا قرار گیرد مسلما با مشکلات بسیاری رو به رو خواهد شد زیرا افراد درون گرا، تنهایی را دوست دارند و از روابط شلوغ خوششان نمی آید، آن ها از روابط محدودتر بیشتر لذت می برند و ترجیح می دهند اوقات فراغت شان را بی سر و صدا با انجام دادن فعالیت هایی مانند کتاب خواندن و نقاشی کشیدن بگذرانند. در این شرایط تفاوت در شخصیت های اخلاقی در امر ازدواج بیش تر نشان داده می شود.


به همین دلیل زمانی که این دو نفر در کنار یکدیگر قرار گیرند درک درستی از یکدیگر نخواهند داشت و در این شرایط شما می توانید از روانشناس کمک بگیرید تا آگاهی شما در این خصوص افزایش یابد و در مورد صفات شخصیتی و خلق و خوی خود و فرد مورد نظرتان اطلاعاتی را به دست آورید.

2.اختلافات سنی

یکی از مهم ترین اختلافات در ازدواج، مربوط به اختلافات سنی می شود، سن نقش بسیار مهمی در ازدواج دارد اما در نظر داشته باشید که آن چه از سن مهم تر است مربوط به بلوغ، رشد شناختی و اجتماعی زوجین می باشد، یعنی بالا رفتن سن به معنی دست یابی به بلوغ نمی باشد و موضوعاتی که در سن مطرح می شود مربوط به سطح رشد شناختی اجتماعی فرد است.


بر اساس تحقیقاتی که انجام شده است، در صورتی افراد سطح رشد عقلی و اجتماعی متناسب با سن آن ها می باشد که مرد 3 تا 4 سال از زن بزرگ تر باشد، در ازدواج هایی که مرد 3 تا 4 سال از همسرش بزرگ تر است نسبت به سایر اختلاف سنی ها با چالش های کمتری رو به رو می شوند.

منبع:کانون مشاوران ایران-اختلافات در ازدواج تا کی ادامه خواهد داشت+ تکنیک های معجزه آسا


نقش خانواده همسر و خانواده پدری پس از ازدواج

خانواده همسر پیش از ازدواج مهم است؟ چقدر باید خانواده همسر با شما تفاهم داشته باشد؟

اگر جزو کسانی هستید که سعی می کنید برای هرکاری زمان بگذارید کم کم متوجه خواهید شد که وقت کافی برای همه کارها را ندارید. ولی مهم است که خانواده همسر و خانواده خود را پس از ازدواج فراموش نکنید.

نقش خانواده همسر
زندگی شما پس از ازدواج تغییر و تحولات زیادی را تجربه می کند و مطمئناً این تغییرات علاوه بر شما به خانواده شما هم فشار وارد می کند.

این وظیفه شما است که تعادل را بین خانواده همسرتان در هر شرایطی حفظ کنید.

 به یاد داشته باشید که خانواده شما اهمیت زیادی دارد ولی شما تصمیم های اساسی زندگی را با همسرتان می گیرید و خانواده شما نقشی در تصمیم گیری های زندگی مشترک شما ندارند.

در ادامه ما به بررسی روابط شما با خانواده همسر و خودتان پرداخته ایم. سعی کنید این متن ها را به دور از غرض ورزی مطالعه کنید و با ذهن باز به سوالات هر قسمت پاسخ دهید.

فایل صوتی نقش خانواده همسر و خانواده پدری پس از ازدواج
 شرمنده،مرورگر شما از تگ صدا پشتیبانی نمی کند

پدر و مادرتان
چه از پدر و مادر همسرتان خوشتان بیاید چه نه، باید بپذیرید که آن ها بخش جدا نشدنی از همسرتان هستند. 

احتمال این که همسرتان پدر و مادرش را که در تمام طول زندگیش کنارش بودند را فراموش کند تقریبا صفر درصد است، پس در ابتدا مطمئن باشید که با والدین همسرتان مشکلی نخواهید داشت.

سوالات زیرا را در مورد پدر و مادر خودتان جواب دهید.
نکته: به یاد داشته باشید که شما و همسرتان این سوالات را جدا فقط درباره خانواده خود جواب دهد.
آیا پدر یا مادرتان مخالف ازدواج شما بوده اند؟
چنانچه به مشکل بربخورید از خانواده تان کمک می گیرید؟
اگر پدر یا مادر شما سبک زندگی شما را نپسندند چگونه رفتار می کنید؟
چنانچه والدین تان با همسرتان سر موضوعی به تفاهم نرسند. شما طرف کدام یک را می گیرید؟
آیا همسرتان احساس می کند که بیش از اندازه به خانواده تان وابسته هستید؟
آیا پدر و مادرتان در زندگی شما دخالت می کنند؟
آیا پس از بازنشستگی پدر یا مادرتان، باید از آن ها حمایت مالی کنید؟
آیا تصمیم دارید که مدت زمانی را پیش  پدر و مادر خود زندگی کنید؟
اگر همسر شما اذعان کند که از پدر و مادر شما خوشش نمی آید چکار می کنید؟
صحبت های پدر و مادرتان را بیش تر قبول دارید یا صحبت های همسرتان را؟
در اختلافات طرف خانواده تان را می گیرید یا همسرتان را؟ توضیح دهید.
اگر مجبور شوید از پدر و مادرتان کمک مالی بگیرید چه احساسی به شما دست می دهد؟
پس از پاسخ به این پرسش ها در مورد آن ها با همسر خود صحبت کنید و تأثیر آن ها را در زندگی آینده تان بررسی کنید. 

می توانید از در جلسات مشاوره ازدواج هم آن ها بررسی کنید.

سن ازدواج مناسب و نامناسب

پاسخ مشاور ازدواج به سوالات: سن ازدواج مناسب چه زمانی است؟ چه زمانی ازدواج کنیم ؟ چه سنی ازدواج کنیم ؟ چ سنی برای ازدواج مناسب است ؟ اختلاف سنی مناسب چقدر است؟

سن ازدواج 
مرکز مشاوره ستاره: ازدواج کردن در هنگام جوانی می تواند منجر به طلاق شود. اما انتظار بیش از حد طولانی هم می تواند به همان اندازه مشکل ساز باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که روند طلاق در آمریکا در حال تغییر است. اما آیا ازدواج شما می تواند در معرض خطر باشد؟

نظریه گلدیلوکس در مورد سن ازدواج
کری کراویچ، مشاور ازدواج و خانواده در کلینیک افرا بیرمنگام در تروی میشیگان می گوید: “سن ایده آل برای ازدواج، با حداقل احتمال طلاق در پنج سال اول ، 28 تا 32 است.” این تئوری ” Goldilocks “نامیده می شود، ایده این تئوری که افراد در این سن خیلی پیر و خیلی جوان نیستند.

کراویچ توضیح می دهد که افراد باید “به اندازه کافی پیر” باشند تا تفاوت بین علاقه واقعی و عشق جوانی را درک کنند، اما ” به اندازه کافی جوان” باشند که بتوانند سازش کنند.

حداقل صبر کنید تا مغز شما رشد خود را متوقف کند
آلیشیا تاورنر، مشاور خانواده می گوید: “سطح بلوغ مشخصی وجود دارد که شخص با رسیدن به آن احتمالا در زندگی خود موفق می شود و این بلوغ معمولاً بعد از 25 سالگی اتفاق می افتد.” “در عمل، زوج هایی را می بینم که در آستانه طلاق قرار گرفته اند. آن ها قبل از اینکه خودشان را پیدا کنند و قبل از آنکه جوانی کنند ازدواج می کنند. “

از دیدگاه علمی، لوب فرونتال آخرین قسمت از مغز است که به بلوغ می رسد، و بلوغ آن می تواند در 25 سالگی یا حتی 30 سالگی اتفاق بیفتد. تصمیمات زندگی که قبل از 25 سالگی گرفته می شوند ممکن است مشکل ساز باشند.

به عبارت دیگر، ازدواج های نوجوان و بسیاری از جوان معمولاً محکوم به شکست است. از نظر آماری، فردی که در سن 20سالگی ازدواج می کند، بیش از 50 درصد نسبت به فرد 25 ساله، احتمال دارد طلاق بگیرد.

مؤسس حقوقی PA در فورت لادردیل، فلوریدا می گوید: “در اواخر سن 20 و اوایل 30 سالگی زمان مناسبی برای  ازدواج است زیرا فرد در این سن از نظر مالی هم سامان می گیرد.” “در این سن عشق واقعی تر است و افراد نسبت به انتظاراتشان واقع نگر تر هستند.”

خیلی صبر نکنید
افراد در 30 سالگی نه تنها بالغ هستند، بلکه معمولاً تحصیل کرده هستند و تمایل دارند که از وضع اقتصادی مطمئن تری برخوردار باشند (مشکلات پول می تواند یک عامل اصلی طلاق باشد.) یک مطالعه در زمینه خانواده (2006 – 2006) نشان داده است که پس از 32 سالگی هر سال 11 درصد احتمال ازدواج کم تر می شود.

با این حال – و این با یافته های قبلی تفاوت دارد – احتمال طلاق پس از 32 سالگی هر سال پنج درصد افزایش می یابد. از حدود سال 2000، خطر طلاق برای افرادی که در 30 سالگی ازدواج کرده اند کاهش یافته است. به بیان ساده: زوج هایی که پس از 32 سالگی ازدواج می کنند، بیش تر احتمال دارد که طلاق بگیرند.
 تقریباً برای همه – صرف نظر از جنسیت، نژاد، مذهب و ساختار خانوادگی که در آن رشد کرده اند – اواخر دهه 20 به نظر می رسد که بهترین زمان برای ازدواج باشد.

مجردی طولانی
آمارگیری ذکر شده فقط در مورد ازدواج تا 45 سالگی صدق می کنند. پس ازدواج در سن بالا می تواند موفقیت آمیز هم باشد. با بالا رفتن سن معیار ها دشوار تر می شود و فرد کم تر قادر به سازش با همسرش می گردد و افراد دیگر کسی را پیدا نمی کنند که حاضر شوند بقیه عمر خود را با او سپری کنند.

جف اندرسون، وکیل خانواده دالاس می گوید، “اگر کسی  در سن 30 یا 40 سالگی ازدواج نکرده باشد، احتمال کمی دارد که بتواند سازش لازم را در زندگی نشان دهد.”

البته، تمام داده ها می توانند اشتباه باشند، عشق توجهی به سن شما ندارد. اندرسون می گوید: “هیچ دو نفری یکسان نیستند.” و من نمی خواهم یک زوج همدیگر را از دست بدهند فقط برای این که فکر می کنند در سن مناسبی قرار ندارند. “

ازدواج با فرد افسرده| حل سریع افسردگی

ازدواج با فرد افسرده می تواند زندگی مشترک را با چالش های عمیقی رو به رو سازد. به طور معمول، هر چه افسردگی فرد بیشتر و عمیق تر باشد، رفتارهای روزمره او نیز مانند عملکرد شغلی و خانوادگی با آسیب هایی رو به رو خواهد شد در این شرایط زندگی با سایر اعضای خانواده سخت تر می شود و ممکن است بر رابطه میان تمام اعضا تاثیر بگذارد.

اما راه چاره چه چیزی می تواند باشد؟ آیا فردی که به افسردگی مبتلا می شود قادر نخواهد بود زندگی مشترک موفقی داشته باشد؟

در صورتی که شما هم با این سوالات رو به رو هستید و ذهن تان درگیر این سوالات است در این مقاله به مسائل مهم راجع به ازدواج با فرد افسرده می پردازیم که مطالعه آن می تواند برای شما مفید باشد، اولین قدم این است که راه های کمک به فرد افسرده را بیاموزید، برای این که اطلاعات خود را در این خصوص افزایش دهید بهتر است از مشاوره خانواده کمک بگیرید تا بهترین راهکارهای تخصصی را در اختیار شما بگذارند.

ازدواج با فرد افسرده منجر به طلاق می شود؟
برخی از افراد با این سوال مواجه می شوند که آیا افسردگی همسر بر روی دوام ازدواج اثر می گذارد و منجر به طلاق می شود؟ بر اساس نظر متخصصان افسردگی به طور مستقیم منجر به طلاق نمی شود و اگر برای بهبودی فرد تلاشی صورت نگیرد این اختلال به پیامدهای ثانویه ای می انجامد که منجر به جدایی نهایی می شود.

بهتر است در مورد افسرده خویی اطلاعات خود را افزایش دهید. فردی که دچار افسردگی شده است به مرور زمان اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و نسبت به اطرافیان خود گوشه گیر می شود و ترجیح می دهند تنها باشند و از جمع دوری می کنند.
در صورتی که افسردگی شدت یابد علائم آن به زندگی مشترک تان آسیب خواهد زد و بین شما و همسرتان سردی و فاصله به وجود می آورد، زمانی که فاصله میان آن ها بیشتر شود به جدایی قطعی و یا طلاق عاطفی منجر خواهد شد.

در حقیقت افسردگی از طریق تاثیرگذاری بر یکسری عوامل به صورت غیرمستقیم به زندگی مشترک آسیب وارد می کند و فرد افسرده جزء افراد نامناسب برای ازدواج می باشند، زیرا فردی که به افسردگی مبتلا می شود انگیزه لازم برای انجام فعالیت های شغلی ندارد و به خاطر بی انگیزگی دچار بیکاری و مشکلات اقتصادی می شود و این مسئله کانون خانواده را با چالش هایی رو به رو می کند.

گاهی اوقات این چالش ها باعث درگیری میان اعضای خانواده شده و حتی باعث افسردگی اعضای دیگر می شود.

عواقب دروغ گفتن در رابطه| آیا همسرم به من دروغ می گوید؟

دروغ گفتن سراسر ضرر خواهد بود. شاید بتواند یک رابطه دوستانه را برای همیشه خراب کند، شاید آینده شغلی شما را به خطر بیندازد و یا شاید زندگی مشترک را از هم بپاشد.


نکاتی در این باره که بد نیست بدانیم:

اگر احتمال می دهید کسی در حال دروغ گفتن به شما است به این موارد توجه کنید تا زود قضاوت نکنید.

۱)همیشه پایه و اساس هر حرفی را بسنجید.

۲)همیشه به یاد داشته باشید که تشخیص فریب ۲ نوع خطر در بر دارد.

باور کردن دروغ_ باور کردن حقیقت یعنی امکان دارد  هنگامی که شک کردید کسی راست می گوید یا در حال دروغگویی است دچار تشخیص اشتباهی می شوید. پس باید آگاهانه و با تمرکز عمل کنید.

۳)ندیدن نشانه های دروغ دلیل راست بودن حرف ها نیز نمی تواند باشد، البته علائم دروغگویی نیز همیشه بیانگر دروغ فرد نیست، بسیاری اوقات با اینکه افراد در حال راستگویی هستند دروغگو به نظر می آیند.


۴)پیش فرض های قبلی که نسبت به فرد داشتید را در مغز خود پیدا کنید.

البته باید ترتیبی صورت دهید تا این قضاوت ها بر نتیجه گیری های شما تاثیری نگذارد.

مثلا وقتی نسبت به آن فرد احساس حسادت کردید نباید او را دروغگو بخوانید. 


سرنخ های مشترک میان صداقت و دروغگویی

در این قسمت قصد داریم سرنخ هایی را به شما معرفی کنیم که دروغگویی فرد را به شما ثابت کنند. البته صد در صد نمی توان به آن ها اتکا کرد اما شما را به هدف نزدیک تر خواهند کرد. 


این سرنخ ها کدام هستند؟

۱)کش دادن صحبت و به بیراهه کشاندن آن

۲)مکث و وقفه انداختن بین کلمات به عبارتی حرف های برنامه ریزی نشده

۳)تپق زدن و خطاهای گفتاری بسیار

۴)دستپاچه شدن چهره و جسم فرد

توجه داشته باشید که تمام موارد بالا ممکن است ویژگی های رفتاری یک نفر نیز باشند.


عوارض جسمانی دروغ بر بدن انسان

شاید گمان نمی کردید که دروغگویی جسم شما را نیز تحت الشعاع قرار دهد!

مثلا در این باره می توان گفت وقتی کسی حرف دروغی از دهان خود خارج می کند بلافاصله در مغز او هورمون کورتیزول آزاد می شود و چند دقیقه بعد، حافظه سعی می کند تا هم قسمت راست و هم قسمت دروغ ماجرا را به یاد بیاورد که بسیار سخت خواهد بود.

ضرب المثل دروغگو کم حافظه است صحت این قضیه را نشان می دهد. 


احساس اضطراب بعد از دروغگویی

احساس استرس بعد از دروغگویی یکی دیگر از عواقب جسمی و روانی دروغگویی است.

در این حالت فرد نسبت به دروغ هایی که به اطرافیان گفته نگران و مضطرب می شود.

در بعضی مواقع فرد دروغ گو سعی می کند از این به بعد با کسی که به او دروغ گفته با مهربانی بیشتری رفتار کند یا اینکه تصمیم بگیرند بر عکس این قضیه اتفاق بیفتند.

گاهی اوقات نیز فرد در مقابل دروغ گویی خود بهانه تراشی می کند مثلا می گوید: من به این دلیل به او دروغ گفتم چون‌ او مرا قبلا به فلان کار مجبور کرده بود.

استرس های ناشی از دروغ گویی می تواند مشکلات جسمی زیادی برای شما به وجود بیاورد.

مشکلات فشارخون و سردردهای شدید یکی از مشکلات از این قبیل هستند. گاهی اوقات دروغ گویی سیستم گوارشی افراد را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.

ابتلا به اسهال، یبوست، هضم نشدن غذا و اسپاسم عضلانی و غیره در نتیجه دروغگویی فرد را دچار مشکل خواهد کرد.

طبق یک پژوهش در نوتردام که درباره عواقب دروغگویی بوده، نتایج زیر به دست آمده است.

در این پژوهش ۱۱۰ نمونه به صورت داوطلبانه مورد بررسی قرار گرفته و از میان آن ها نصف آن ها پذیرفتند که از این به بعد دروغ نگویند و نصف آن ها هیچ واکنشی نشان ندادند.

در آخر ۱۰ هفته گروهی که قرار بود دروغ نگویند۵۴ درصد کمتر دچار خستگی و پیچیدگی های ذهنی شده بودند و ۵۶ درصد کمتر به بیماری های جسمی مثل سردرد، سرگیجه و دل درد و مشکلات گوارشی مبتلا شده بودند.

از کجا متوجه شوم همسرم به من دروغ می گوید؟

صداقت داشتن یکی از موارد مهمی است که به هنگام ازدواج به داشتن آن توجه ویژه ای داریم. در نتیجه ی صداقت افراد به همدیگر اعتماد می کنند. البته اعتماد کردن به آسانی نیست. از دست رفتن آن می تواند طی چند ثانیه اتفاق بیفتند. هیچ کسی تمایل ندارد با یک شخص دروغگو در رابطه باشد حتی کسی که به اصطلاح خودش دروغ مصلحتی می گوید هم آدم قابل اعتمادی نخواهد بود. در ادامه بیشتر به مسئله دروغ گویی خواهیم پرداخت. 


دروغ در رابطه

وقتی دو نفر با هم رابطه عاطفی برقرار می کنند پس از مدتی به هم اعتماد می کنند. این اعتماد تا زمانی که همدیگر را فریب ندهند باقی خواهد ماند. همه انسان ها از شنیدن دروغ متنفر هستند. دروغ گفتن مثل افتادن در یک چاه عمیق است و بیرون آمدن از آن بسیار بسیار سخت است. در واقع می توان اینطور گفت که گفت یک دروغ، دروغ های دیگر را به دنبال خود می آورد و همین امر موجب ایجاد بدگمانی و بیماری پارانویا میان زوجین می شود.

منبع:کانون مشاوران ایران-عواقب دروغ گفتن در رابطه| آیا همسرم به من دروغ می گوید؟