اختلال خواب

اختلال خواب


هر انسان یک سوم زندگی خود را در خواب است. وﻗﺘـﻲ اﻓﺮاد در ﺣﺎل ﺧﻮاب هستند، ﻣﻐﺰشان ﻓﻌﺎل اﺳـﺖ و ﻓﻌـﺎﻟﻴت مغز ﺑﺮای ﻫﻤﻪ ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎی ﺑﺪن لازم است.


خواب و خوب خوابیدن یک نیاز مهم و بسیار ضروری در زندگی است که سبب سلامت جسمی و روحی فرد می شود.


البته رابطه ی خواب خوب و سلامت جسمی و روحی یک رابطه ی دو سویه است.


یعنی همانطور که خواب کافی و مناسب سبب سلامت جسمی و روحی می شود، سلامت و یا مشکلات جسمی یا روحی نیز در کیفیت خواب تاثیر گذار است.


از جمله فواید خواب

تقویت حافظه

بهبود یادگیری

رشد شناختی (افزایش تمرکز)

سلامت روانی (کاهش استرس)

بهبود عملکرد سیستم ایمنی و رشد

ترمیم جسمانی (ثابت نگه داشتن وزن بدن)

پیامدهای اختلال خواب

ضعف حافظه

بی حوصلگی

کاهش کیفیت کارو…

از جمله تاثیرات مشکلات روحی بر کیفیت خواب نیز وجود اختلالات اضطرابی و افسردگی است که سبب اختلال در خواب می شوند.


برخی از مشکلات جسمی از قبیل آسم، پرکاری یا کم کاری تیروئید، بیماری‌های نورولوژیک همچون پارکینسون و آلزایمر، آرتروز و ضربان قلب هم در بروز اختلالات خواب تأثیر دارند.


وقتی فردی خواب طبیعی نداشته باشد می گوییم دچار اختلال خواب شده است.


اختلال خواب یکی از مشکلاتی است که معمولا افراد کم وبیش با آن مواجه هستند اما می توانیم با شناخت نشانه ها و علت های اختلال خواب تا حد زیادی آن را برطرف کنیم.


لازم است این را نیز بدانیم که توجه به این نشانه ها زمانی مهم است که مدت زمان قابل ملاحظه ای وجود داشته باشند و به دفعات نسبتا زیادی روی دهند و باعث شوند که فرد دچار ناراحتی و آشفتگی شود.


اختلالات خواب  به دو دسته ی کلی بد خوابی ها (دیس سومنیا) و کژ خوابی ها (پاراسومنیا) تقسیم می شوند.


افراد مبتلا به دیس سومنیا کمتراز حد لازم، بیشتراز حد لازم و یا در زمان نامناسب میخوابند اما خود خواب آنها نرمال است.


در پاراسومنیا  کمیت و کیفیت و زمان بندی خواب اساسا نرمال است.


اما در طول خود خواب یا در طول زمان هایی که فرد در حال به خواب رفتن یا بیدار شدن است رویدادهای غیر عادی حرکتی و شناختی رخ می دهد، مانند: کابوس و سندرم پاهای بی قرار.


انواع بدخوابی ها (دیس سومنیا)

اختلال بی خوابی (اینسومنیا)

از جمله نشانه های اختلال بی خوابی مشکل در آغاز و شروع خواب است.


یعنی فرد به سختی به خواب می رود و زمانی هم که به خواب می رود در حفظ خواب مشکل دارد و مدام در طول خواب بیدار می شود.


بیدار شدن صبح زود و مشکل در به خواب رفتن دوباره نیز از جمله نشانه های بی خوابی است.


اختلال پرخوابی (هایپرسومانیا)

فرد در طول روز چندین بار می خوابد یا چرت میزند و خواب اصلی فرد هرروز بیش از۹ ساعت طول میکشد اما خستگی اورا رفع نمی کند و بعد از بیدار شدن از خواب سرحال و هوشیار نیست.


به طور کلی خواب آلودگی وی باعث اختلال در عملکرد شغلی و اجتماعی فرد شده است.


حمله خواب (نارکولپسی)

به هجوم آوردن خواب حمله ی خواب می گویند.


این هجوم چنان شدید است که شخص در هر موقیعتی مانند راه رفتن، حرف زدن، رانندگی یا تدریس نمی تواند مقاومت کند و کنترل ماهیچه ها را از دست می دهد و به خواب می رود.


حمله ی خواب ممکن است چندبار در روز تکرار شود و از چند ثانیه تا ۳۰ دقیقه طول بکشد.


توهم ، خشکی زدگی (کاهش یا از دست دادن حرکت عضلانی) و فلج خواب (ناتوانی در حرف زدن و حرکت کردن و حتی نفس کشیدن) از جمله نشانه های همراه با حمله خواب است.


وقفه تنفسی در خواب (آپنه ی خواب)

قطع خواب که سبب خواب آلودگی زیاد و یا بی خوابی می شود و این خواب آلودگی از یک اختلال تنفسی ناشی می شود.


قطع و یا کاهش جریان هوا در ناحیه ی بینی و دهان که بیشتر از ۱۹ ثانیه طول می کشد.


این اتفاق در هر ساعت حداقل ۵ بار و در طول شب حداقل ۳۰ بار اتفاق می افتد.


اختلال خواب و بیداری ریتم شبانه روزی

مشخصه ی اصلی این اختلال مختل شدن دایمی و مکرر خواب است.

این اختلال بر اثر تغییر ریتم شبانه روزی و یا عدم هماهنگی بین ریتم های شبانه روزی و برنامه ی خواب_بیداری، که محیط فرد یا برنامه ی کاری یا اجتماعی ایجاب می کند، ایجاد می شود.


انواع کژخوابی ها (پاراسومنیا)

اختلال برانگیختگی خواب

بیدار شدن مکرر از خواب  همراه با خواب گردی.


این افراد در حین خوابگردی چهره ای فاقد احساس و چشمهایی خیره دارند  و به تلاش دیگران برای بیدار کردنش واکنشی نشان نمی دهند.


وحشت شبانه

فرد به طور ناگهانی و همراه با ترس شدید و تنفس سریع و تعرق زیاد از خواب بیدار می شود و به تلاش دیگران برای آرام کردنش پاسخی نمی دهد.


همچنین رویاها را به خاطر نمی آورد و نسبت به دوره ای که اتفاق افتاده دچار فراموشی می شود.


کابوس

دیدن رویاهای ترسناک و خطرناک در حین خواب ، بیدار شدن مکرر از خواب و یاد آوری دقیق رویاها.


بعضی تمام عمر دچار کابوس هستند و بعضی ها هنگام استرس و بیماری دچار کابوس می شوند.


هرچه استرس زندگی بیشتر باشد کابوس ها هم بیشتر می شوند.

منبع:کانون مشاوران ایران-اختلال خواب


جملاتی که نباید به کودکان گفت| ۲۵ چیزی که آینده کودک را تباه می کند

جملاتی که نباید به کودکان گفت کمک می کند که با فرزندان خود رابطه بهتری داشته باشید.


شاید فرزندانتان زیاد با شما ارتباط برقرار نمی کنند و بیشتر وقت خود را در اتاق خود می گذرانند و به گوشی هوشمند یا رایانه خود می چسبد. می خواهید دلیل آن را بدانید؟


جملاتی که نباید به کودکان گفت

این به خاطر نحوه صحبت والدینشان با آن هاست.  بنابراین در اینجا لیستی از ۱۵ چیز که والدین باید به فرزندان خود نگویند آورده شده است:


۱.«تو همیشه…» یا «تو هرگز…»

آیا تا به حال یکی از موارد زیر را به فرزندان خود گفته اید، این جملاتی که نباید به کودکان گفت بسیار مهم می باشد بنابراین از گفتن آن ها خودداری کنید:


«تو همیشه دیر از خواب بیدار می شوی.»

«تو همیشه راه آسان را انتخاب می کنی.»

«تو همیشه در مدرسه دچار مشکل می شوی.»

«تو هرگز تکالیف خود را به موقع انجام نمی دهی.»

«تو هیچ وقت کارهایت را به موقع انجام نمی دهی.»

«تو هرگز لباس های خود را در سبد لباسشویی قرار نمی دهی.»

وقتی از جملاتی که نباید به کودکان گفت مانند “تو همیشه…” یا “تو هرگز…” استفاده می کنی، فرزندانت حالت تدافعی پیدا می کنند و مکالمه را به بحث تبدیل می کنید.

از این گذشته حتما مواردی وجود دارد که تکالیف خود را به موقع انجام می دهد به جای اینکه آن ها را سرزنش کنید وقتی کار خود را درست انجام می دهند از آن ها قدردانی کنید.


بنابراین روش زیر را امتحان کنید.


مواردی را بیان کنید که فرزندان شما نمی توانند آن ها را رد کنند. برای مثال، به فرزندتان بگویید: «در هفته گذشته، سه بار، نیم ساعت دیر بیدار شدی و این باعث شد دیر به مدرسه برسی بنابراین بهتراست که در مورد آن صحبت کنید.»



جملاتی که نباید به کودکان گفت

 


۲. از کار خودت خجالت بکش

به عنوان والد، هدف این نیست که فرزندانتان را برای رفتارشان مقصر بدانید. بلکه هدف تربیت آن ها برای رعایت ارزش و قانون می باشد.


به جای گفتن اینکه باید برای کاری که انجام داده است او را خجالت زده کنید بهتر است که در مورد رفتارش با او صحبت کنید.


۳. “کار خوب!”

مطالعات نشان می دهد که در روابط سالم، نسبت نظرات مثبت به نظرات منفی تقریباً ۱ به ۶ می باشد.


اما متاسفانه در بسیاری از خانواده ها این نسبت برعکس می باشد. این بدین معنی است که نظرات منفی بسیار بیشتر از نظرات مثبت است و جملاتی که نباید به کودکان گفت بیش از اندازه به کار می رود. به این ترتیب، محیط خانه متشنج و گاهی پر از دعوا و درگیری می باشد. پس بهتر است هر چند وقت یکبار از فرزندان خود تمجید کنید.


برای اینکه ستایش معنادار باشد، باید چیز مشخصی تعیین کنید و برای آن از او قدردانی کنید.

منبع:کانون مشاوران ایران-جملاتی که نباید به کودکان گفت| ۲۵ چیزی که آینده کودک را تباه می کند


تفاوت اختلال پیش از قاعدگی و سندرم پیش از قاعدگی

فاوت اختلال پیش از قاعدگی و سندرم پیش از قاعدگی بسیار مهم می باشد اکثریت زنانی علائم قبل از قاعدگی را در یک یا دو هفته قبل از پریود تجربه می کنند.


این سندرم که به عنوان سندرم پیش از قاعدگی (PMS) شناخته می شود، می تواند شامل تغییرات خلق و خو، نفخ، خستگی، سردرد و گرفتگی عضلات باشد.


در اینجا باید توجه داشت که با وجود اینکه PMS لذت بخش نیست، فرد را ناتوان نمی کند و فرد هنوز قادر به انجام کارهای خود می باشد.


اما برای برخی از افراد، هفته ها و روزهای قبل از پریود ممکن است شخصیتی غیرقابل تحمل پیدا کنند. هنگامی که علائم شدید شده و زندگی روزمره فرد را بهم بریزد دیگر فقط PMS نیست.


این اختلال نارسایی پیش از قاعدگی (PMDD) است و بین ۳ تا ۸ درصد از زنان را در سال های باروری تحت تاثیر قرار می دهد. خوشبختانه، PMS و PMDD را می توان از طریق درمان مناسب مدیریت کرد.


‌‌‌ سندرم پیش از قاعدگی (PMS) چیست؟

PMS یا سندرم پیش از قاعدگی مجموعه‌ای از علائم فیزیکی و احساسی است که بسیاری از افراد در هفته‌ها و روزهای قبل از قاعدگی تجربه می‌کنند.


علائم فیزیکی PMS می تواند شامل سردرد، نفخ یا اسهال، گرفتگی عضلات و درد سینه باشد. از نظر احساسی، فرد مبتلا به PMS ممکن است تغییرات خلقی، غم یا تحریک پذیری را تجربه کند.


ویژگی اصلی سندرم پیش از قاعدگی چرخه‌ای بودن آن است. این بدین معناست که می توان انتظار داشت که علائم قبل از هر قاعدگی پس از تخمک گذاری شروع شود و با اولین روز پریود به پایان می رسد.


اگرچه سندرم پیش از قاعدگی بسیار رایج است، پزشکان و دانشمندان هنوز به طور کامل نمی‌دانند که چه چیزی باعث آن می‌شود و چرا افراد سندرم پیش از قاعدگی را به درجات مختلف تجربه می‌کنند.


اما احتمالاً به تغییرات استروژن و پروژسترون مرتبط است، دو هورمونی که در طول فاز لوتئال به شدت تغییر می‌کنند.


به نظر می رسد این تغییرات با علائم PMS مرتبط باشد. به عنوان مثال، ما می دانیم که سطوح بالای استروژن باعث درد سینه می شود و سردردهای قاعدگی با قطع استروژن مرتبط است.



سندروم پیش از قاعدگی

PMDD چیست؟

PMDD یا اختلال نارسایی پیش از قاعدگی کمتر شایع است. PMDD یک اختلال افسردگی روانی قابل تشخیص است که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم (DSM-5) آورده شده است.


علائم PMDD

۱۱ علامت PMDD وجود دارد و فرد برای اینکه مبتلا به آن تشخیص داده شود، باید حداقل پنج مورد از علائم زیر را تجربه کند. این علائم عبارتند از:


احساس افسردگی یا ناامیدی

احساس اضطراب یا سرگیجه

نوسانات خلقی شدید

احساس عصبانیت یا تحریک پذیری

کاهش علاقه به سرگرمی ها و دوستی ها

مشکل در تمرکز

خستگی

تغییر در اشتها یا هوس غذایی خاص

مشکل خواب

احساس از دست دادن کنترل

علائم فیزیکی شامل حساسیت سینه، سردرد، درد و نفخ

مانند PMS، آنچه PMDD را از سایر اختلالات خلقی متمایز می کند این است که به طور مداوم در فاز لوتئال رخ می دهد. اگر فردی علائم خود را در طول ماه و نه تنها قبل از پریود خود تجربه می کند، PMDD را تجربه نمی کند.

PMDD در طول یک یا دو هفته قبل از قاعدگی رخ می دهد و سپس یک یا دو روز پس از شروع قاعدگی متوقف می شود. در مقایسه با افسردگی عمومی، PMDD در نوسان است.


علائم فیزیکی که اغلب با PMDD همراه است، آن را از افسردگی عمومی جدا می‌کند، اگرچه همه افراد مبتلا به PMDD علائم فیزیکی را تجربه نمی‌کنند.


تفاوت های کلیدی بین PMS و PMDD چیست؟

علائم سندرم پیش از قاعدگی و PMDD ممکن است با هم همپوشانی داشته باشد و این می‌تواند تشخیص اینکه کدام یک را تجربه می‌کند، دشوار می‌کند.


با این حال  تفاوت اصلی بین PMS و PMDD در شدت علائم می باشد. PMDD، با زندگی روزمره تداخل می‌کند و می تواند بر بهره وری کاری، روابط و فعالیت های روزمره افراد تاثیر بگذارد.


بسیاری از افراد مبتلا به اختلال نارسایی پیش از قاعدگی احساس می کنند که کنترل خود را از دست می دهند و تغییرات خلق و خوی آن ها شدیدتر از افراد مبتلا به PMS است و مدیریت احساسات را برای این افراد سخت می کند.

منبع:کانون مشاوران ایران-تفاوت اختلال پیش از قاعدگی و سندرم پیش از قاعدگی


مصرف مواد مخدر در نوجوانان

اگر فرزند نوجوان داشته باشید، فکر این که او مواد مخدر مصرف کند، موجی از احساسات شدید و آزار دهنده را در وجود شما بر می انگیزد، خشم، ترس، ناامیدی، و احساس بی پناهی تنها برخی از این احساسات هستند.


مشکل اینجاست که، در موقعیتی با چنین آشوب روحی ناشی از کشف احتمال اینکه در حال زندگی با فردی معتاد هستید، باید بتوانید مشخص کنید که آیا واقعا نوجوان شما مواد مصرف می کند یا اینکه شما زیادی منفی باف هستید. بستن درها، تغییرات مداوم در روحیه، یا پنهان کاری می توانند صرفا رفتارهای معمول یک نوجوان برای دفاع از حریم خصوصی خود باشند، ولی همچنین می توانند نشانه هایی باشند از مسئله ای ناگوار. اما چگونه حقیقت را دریابیم؟


جواب ساده ای برای این سوال وجود ندارد، اما راه هایی وجود دارند تا بتوانید مشخص کنید که آیا فرزند شما مواد مصرف می کند.


باید از او بپرسید

مستقیم ترین راه برای خلاص شدن از نگرانی ها این است که از فرزند خود مستقیما بپرسید. این بهترین قدم ابتدایی است اگر نگران مصرف مواد مخدر توسط فرزند خود هستید. اما پیش از آنکه این کار را انجام دهید، باید به مسائل زیر توجه داشته باشید:


باید دلایل روشن و منطقی برای اینکه چرا فکر می کنید نوجوان مواد مصرف می کند، داشته باشید. نمونه های مشخصی داشته باشید که بتوانید به آنها استناد کنید.

برای پیامد های احتمالی آماده باشید، اگر قبول کردند که مواد مصرف می کنند، چه خواهید کرد و چه خواهید گفت؟ اگر خشمگین و احساساتی شدند چه خواهید کرد؟

چگونه این مسئله را به آنها انتقال خواهید داد که بیشتر نگران او هستید و می خواهید به او کمک کنید تا اینکه او را تنبیه و مجازات کنید؟

اگر نمی دانید چگونه مسئله را با فرزند خود مطرح کنید، پرسیدن این که مصرف مواد مخدر چقدر در مدرسه شایع شده است می تواند شروع خوبی باشد، یا این که نظر دوستان او در باره ی مصرف مواد مخدر والکل چیست؟ نوجوانان بیشتر مایل هستند درباره ی دیگران صحبت کنند تا خودشان. این گفت وگو به شما نگرشی از گرایش های و عادات دوستان و همسالان فرزند شما خواهد داد و همچنین دیدی بهتر از زمینه ی فکری خود او پیدا خواهید کرد.


اگر احساس کردید بحث زیادی کشدار شده و چیز بیشتری متوجه نمی شوید، می توانید گفت و گو را با پرسیدن این که آیا آنها تابحال در حظور او الکل یا مواد مخدر مصرف کرده اند، و سپس بررسی کنید که آیا کسی به او مصرف مواد مخدر را پیشنهاد داده است یا خیر. اگر پاسخ او مثبت بود، شما می توانید بپرسید که آیا امتحان کرده اند، و این که آیا بیشتر از یک بار اتفاق افتاده است و سوالاتی از این دست را بپرسید. پس شما نقطه ی اتکایی برای مطرح کردن نگرانی بزرگتر خود در مورد احتمال مصرف مداوم او و مشکل احتمالی دارید.


علارغم تلاش شما، اما این احتمال وجود دارد که بخشی از حرف های او و یا تمام آن دروغ باشد. اگر فکر می کنید انکار کردن های نوجوان حقیقت ندارد به آنها دوباره گوشزد کنید که چرا فکر می کنید که آنها حقیقت را بیان نمی کنند، و به آنها به آنها فرصت دهید تا پذیرفته و یا نگرانی شما را برطرف سازند.


همچنین این مسئله اهمیت دارد که آنها را متوجه کنید که اگر بپذیرند که مشکلی وجود دارد تحمل شنیدن آن را دارید، اما اگر دروغ بگویند مشکلات دیگری در رابطه ی شما با او به وجود خواهد آمد. در نهایت اگر نمی خواهند و یا نمی توانند حقیقت را برای شما بیان کنند، کار زیادی برای وادار کردن او از دست شما ساخته نخواهد بود (بسیاری از بزرگسالان با مشکل اعتیاد به مواد مخدر زمان طولانی را صرف دروغ گفتن به خود و دیگران می کنند).


اگر پذیرفتند که مواد مخدر مصرف می کنند، بنابراین اولین پاسخ شما تشکر از صداقت او خواهد بود. پاسخ بعدی به او نباید پرسیدن”چرا؟” باشد، بلکه بجای آن چیزی شبیه به “این موضوع خیلی مرا نگران می کند، از این کاری که انجام می دهی چه احساسی داری؟” بهتر خواهد بود، چنین پاسخی از طرف شما توانایی شما برای ایستادگی در برابر این حقیقت را به نمایش می گذارد، و زمینه را برای ادامه ی گفت و گو فراهم می سازد.


توجه داشته باشید که با اینکه دروغ گفتن در باره ی مصرف مواد مخدر معمول است، برخی اوقات والدین به شدت نگرانند که فرزند آنها به دروغ مصرف مواد مخدر را انکار می کنند، در حالی که اینگونه نیست و نوجوان حقیقت را بیان کرده است. اگر پاسخ او در باره ی کارهایی که شک شما را برانگیخته اند قانع کننده باشند سعی کنید آنها را باور کنید.



از نزدیکتر مسئله را بررسی کنید

اگر هنوز شک شما برطرف نشده است، و نوجوان نیز مصرف مواد مخدر را همچنان انکار می کند، بنابراین شما باید از نزدیکتر این مسئله را بررسی کنید.


برخی از کارهایی که می توانید انجام دهید از این قرار هستند:


با معلمان او صحبت کنید و ببینید که آیا آنها متوجه موضوعی شده اند.

مراقب پول های خود باشید و دسترسی او را به پول ها مورد توجه قرار دهید

به تغییرات در هزینه های آنها توجه کنید

هنگامی که از خانه بیرون می رود بررسی کنید که به جایی رفته باشد که به شما گفته است، برای مثال می توانید با والدین دوست او تماس گرفته و مطمئن شوید که به آنجا رفته است.

اتاق او را بگردید (با او صادق باشید و با صراحت در حضور آنها این کار را انجام دهید و یا به آنها بگویید که اتاق او را گشته اید). حریم خصوصی برای نوجوان اهمیت زیادی دارد، و نباید برای مسائل غیر ضروری آن را نقض کرد، اما خطری که در این موضوع و جود دارد این کار شما را توجیه می کند.

منبع:کانون مشاوران ایران-مصرف مواد مخدر در نوجوانان


انواع اختلالات خلقی

انواع اختلالات خلقی


این مقاله به بررسی انواع اختلالات خلقی می پردازد.


اختلالات خلقی عبارت است از مجموعه نشانه های ناشی از یک خلق غیر عادی یا آنرمال


علامت اصلی اختلالات خلقی← آشفتگی خلقی


انواع اختلالات خلقی و علائم آن ها 

اختلالات افسردگی (Depressive disorders)


اختلالات دو قطبی (Bipolar disorder)


انواع اختلالات افسردگی

اختلال افسردگی اساسی

اختلال افسردگی مداوم

اختلال بی نظمی خلق اخلالگر

اختلال ملال پیش از قاعدگی

اختلال افسردگی ناشی از مصرف دارو

انواع اختلالات دو قطبی

اختلال دوقطبی نوع یک (مانیک)

اختلال دو قطبی نوع دو (هیپومانیک)

اختلال ادواری خویی (سیکلوتایمی)

انواع اختلالات خلقی و افسردگی

ویژگی اصلی اختلالات افسردگی

غم شدید

دوری کردن و فاصله گرفتن از دیگران

احساس بی فایدگی و بی ارزشی

 


اختلال افسردگی اساسی

اختلال افسردگی اساسی دوره های نشانه ای افسردگی  حاد و شدید، اما کوتاه مدت را شامل می شود.


اختلال افسردگی اساسی، احساس دلتنگی شدید، از دست دادن علاقه به زندگی، اختلال در خوردن و خوابیدن را شامل می شود.


مهمترین ویژگی افسردگی اساسی، خلق افسرده و کاهش لذت یا علاقه است. وجود یکی از این دو برای تشخیص افسردگی اساسی لازم است.


خلق افسرده

کاهش محسوس علاقه

 افزایش یا کاهش وزن (معمولا کاهش)

 بی خوابی یا پرخوابی

سراسیمگی یا کندی روانی حرکتی

خستگی یا فقدان انرژی

احساس بی ارزشی یا احساس گناه

کاهش تمرکز

افکار مکرر مرگ و خودکشی

این نشانه ها حداقل دو هفته باید دوام داشته باشد و حداقل ۵ تا از این نشانه ها وجود داشته باشد.



عوارض استرس و فشار عصبی

عوارض استرس و فشار عصبی بر گروه های سنی مختلف

2 دیدگاه/می 7, 2022

ادامه مطلب

۲٫ اختلال افسردگی مداوم (افسرده خویی)

این اختلال، به اندازه ی اختلال افسردگی اساسی، عمیق یا شدید نیست ولی دوره ی طولانی مدتی دارد.


افراد مبتلا به این اختلال، به مدت دوسال برخی از نشانه های اختلال افسردگی اساسی را دارند.


وجه افتراق اختلال افسرده خویی از اختلال افسردگی اساسی این است که افراد افسرده خو شکایت از این دارند که همیشه افسرده بوده اند.


افسردگی مداوم، ورژن طولانی تر، ولی ملایم تر اختلال افسردگی اساسی است.


نشانه ها

اختلال خواب و اشتها

انرژی کم و یا خستگی

عزت نفس پایین

مشکل تمرکز و تصمیم گیری

احساس ناامیدی

که اگراز بین این نشانه ها حداقل دوتا از آن ها به مدت دوسال  وجود داشته باشد می توانیم بگوییم که فرد دچار اختلال افسرده خویی است.

۳٫ اختلال بی نظمی خلق اخلالگر

تحریک پذیری دایمی و شدید از ویژگی های اصلی این اختلال است.


این اختلال قبل از ۱۰سالگی تشخیص داده می شود.


کودک به دفعات از از خشم منفجر می شود (حداقل ۳بار در هفته، و به مدت یک سال و حداقل در ۲ محیط، مثلا در خانه و مدرسه، یا در مدرسه و در جمع دوستان) و این انفجارهای خشم معمولا در واکنش به ناکامی روی می دهند و می توانند کلامی یا رفتاری باشند.


این انفجارهای خشم، با سن کودک مطابقت ندارند.


در بین انفجارهای خشم، فرد به طور دائم و در اکثر ساعات روز، تقریبا همه ی روزها، تحریک پذیر یا عصبی است.


۴٫ اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD)

زنانی که در طول مرحله ی پیش از قاعدگی، دچار خلق افسرده یا تغییرات خلق، تحریک پذیری، ملامت و اضطراب می شوند و این نشانه ها بعد از شروع  دوره ی قاعدگی،  در اغلب چرخه های قاعدگی، فروکش می کند، مبتلا به اختلال PMDD تشخیص داده می شوند.


PMDD حالت حالت شدیدتری از سندروم پیش از قاعدگی (PMS) است.


PMS یک مجموعه نشانه های جسمی و مرتبط با خلق در چند روز قبل از عادت ماهانه است که طبیعی است و حالت اختلال ندارد.

منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه-انواع اختلالات خلقی